گاهی آن‌‌گونه که واژه‌ها چیزی را تصویر می‌کنند، یک یا چندین عکس از آن چیز، نمی‌تواند؛
پس حالا این کلمات، کاج مطبقی‌ هستند، در گوشه‌ای از اواخرِ یک مرداد، برکشیده از دانه‌ای یا قلمه‌ایی در ناکجای زمان، گویی روییده بود تا به آن روز برسد، به آنِ دیدار.

دیدم‌اش
و از زمینِ گرم بلندم کرد
از خاکِ سرد
به‌گونه‌ای که هرگز از یادش نخواهم برد.

ای کاش هر کدامِ ما، خصوصن در سخت‌ترین روزهای زندگی‌مان، کاج‌مان را بجوییم و بیایم.