به گمانم تصورِ اغلبِ ما از بیماریِ آلزایمر این است که عزیزمان دیگر ما را نمی‌شناسد؛ نه، نه‌این‌که درست نباشد، اما این سکانسِ پایانی‌ست؛ آلزایمر زمانی آغاز می‌شود که ما دیگر عزیزمان را نمی‌شناسیم، چرا که به‌ناگاه چشم باز می‌کنیم و می‌بینیم به بیگانه‌‌ای بدل شده است.





* عنوان پست،‌ جمله‌ای‌ست از فیلمی از ناصر تقوایی