.

برای این سالِ نو حرفی نداشتم، فقط بیتی از حافظ در گوشِ جانم بود که اغلبِ ما با صدای فرامز اصلانی به خاطر داریم‌اش.

همان را در کانال تلگرام کتاب‌خوانی "هر شب..." فرستاده بودم.

و بعد، بیست‌وچهار ساعت نگذشته، خبری را که حداقل حالا هیچ منتظرش نبودیم، شنیدیم.

فرامرز اصلانی که همین چند هفته پیش از ابتلای‌ش به بیماری سرطان گفته بود، شامگاه نخستین روز فروردین چشم از جهان فروبست.

چشمانم را بستم و فرورفته در خاطرات بسیار دور تا امروز، با خود زمزمه کردم:

به یادِ رفته‌گان و دوست‌داران

موافق گرد با ابر بهاران

.

و از قضا امسال چه نوروز بارانی‌ای دارد ایران

.