«ناز پروردِ تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوهی رندانِ بلاکش باشد»
این شرح دوریِ این روزهای من از شعر است...
امروز همزمان که اینها را به خودم میگفتم، احمدرضا احمدی بارش را بست و از این دیوانهدنیا رفت که رفت.
تلخم
و کامام حوصلهی دوباره شیرینشدن ندارد که ندارد.
میخوای بری مینیاس
مینیاسی دیگه نیست
ژوزه! حالا چی؟
اگر تونستی بخواب
اگر تونستی خسته شو
اگر تونستی بمیر
اما تو نمیمیری
تو کوچ میکنی ژوزه
به کجا ژوزه؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ ساعت 15:52 توسط آریا صدیقی
|
......................................