من میخندم، پس هستم یا من هستم، پس میخندم؟
«بخند آریا و نذار هیچکس امکان لبخند رو ازت بگیره»
این جمله را دوست خیلی عزیزی حدود دو ماه پیش از راه دورمان برایام نوشت. روزهایی بود که آریا کمتر میخندید. امشب اتفاقی دوباره چشمام افتاد به این جمله و لبخندی زدم که هیچکجاش زورکی نبود.
خیلی دوست دارم بدانم دیگران وقتی به یاد من میافتند اولین تصویر یا اولین کلمهای که به ذهنشان میرسد، چه چیزی است؟ گویا باید ترتیب یک همهپرسی را بدهم. یک نظرسنجی از نوع ِ نودی؛ موافقید؟!
کسانی را سراغ دارم که تولدشان را بیشتر از خودشان، به خانواده و دوستانشان تبریک میگویم. حالا امشب تولد خودم است و زده است به سرم که یکی از آن رازهای به گور بردنیام را در ِ گوشی به شما هم بگویم. همیشه آرزو داشتم یکی از آنها باشم، یکی از کسانی که میشود تولدشان را به دنیا تبریک گفت!
میبینید، به همین سادهگی میتوانم شما را هم بخندانم!!
......................................