«اول رئال، بعد تراختور» هم نه، «اول تراختور» !
مهم نیست دیشب 90 را دیده باشید یا نه، فقط چشمانتان را ببندید و دنیای آدمهایی را تصور کنید که تراختور همهچیزشان است. میبرد، تشویق میکنند، میبازد، تشویق میکنند، مساوی میکند، تشویق میکنند. هشتصد کیلومتر راه میروند که تشویق کنند. آدمهایی که همیشه با تراکتورهای خستهگیناپذیرشان دنبال آرزوهاشان روی زمین میگردند.
بعد چشمانتان را باز کنید و آدمهایی را تصور کنید که از هر طرف که فکر کنید به دستهی اول میخندند(گیرم نشود نخندید). روی هوا هستند و اسبهاشان را در آسمان ِ مادرید یا هر جای دیگری جز جایی که هستند میتازانند. میبرند، غر میزنند، میبازند، غر میزنند، مساوی میکنند،غر میزنند و لعنت به دنیایی میفرستند که با همهی بزرگیاش از نوک بینیشان فراتر نمیرود.
پس خوشبهحالت تراختور،که نداری دل ِ سنگ!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۸ ساعت 13:22 توسط آریا صدیقی
|
......................................