مرد جان به لب رسیده را چه نامند
یک شنبه ۷تیر ۱۳۸۸
این هفت تیر، این انقلاب، این ولیعصر، همان هفت تیر و انقلاب و ولیعصرند؟ آن انقلاب، آقای بهشتی، در این هفت تیر... مظلومانه تر از شما مردن هم امروز شهادت به حساب نمی آید. به خاک کشیدن در کوچه ها و خون خوردن... این همه سرگردانی در خیابان ها شاید برای این باشد که هر کس دنبال ولی عصر خودش می گردد.
و تلوزیون، تلوزیون، تلوزیون، جادوگر پیری ست که هنوز می فریبد. وقتی آمپرت به دویست می رسد این است خودروی ملی. وقتی خیابان به تو می رود، این است خودروی ملی. شیری که جواب گلوله را با گلوله داد لافکادیو بود، من نبودم. من گلوله نبودم. تنها کلمه بودم، کلمه ای در دست، کلمه ای در دل ام، و آینه ای ندارم برابر این همه درد بگذارم. ابدیت، خیابان است که نه تو را فراموش می کند نه ما را، و نه دیگران را، حتا اگر هر بار نام اش را به اجبار دیگری شهید کنند.
......................................