بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید



 

دلم می‌خواهد بنویسم
«بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم»
اما...
آدم است دیگر، دلش خیلی چیزها می‌خواهد.
به‌راستی که جهان را سقف شکافته‌ایم و طرحی نو در انداخته‌ایم، ما مخلوقاتِ سوگلیِ خداوندگارِ غایب.

به‌هرحال
سال نو با جنگِ نو یا بی‌ جنگِ نو مبارک
طرح‌تان نو، می‌تان هزاران‌ساله


با مهر
آریا صدیقی
در آغاز ۱۴۰۱ خورشیدی





 

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

 

 

 

تو هم حال‌هوای‌ات زودتر از خودت می‌آید و لطف‌ات پیش از رفتن‌ات از دست می‌رود.
تو هم دوباره بیا بهارجان!
کسی به کسی نیست.
بنشین به تماشای این سیرکِ پایانِ سال و نمایشی که باز روی دور تند گذاشته‌اندش. فردا روز دیگری نیست.


گویند کسان بهشت با حور خوش است
من می‌گویم که آب انگور خوش است

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
کآواز دهل شنیدن از دور خوش است