داشتم فکر می‌کردم چرا کمتر کسی عزم می‌کند مثلن شروع به خواندنِ «در جست‌وجوی زمانِ از دست رفته» کند یا پس از نصفه‌نیمه‌ خواندنِ یکی دو جلد بخواهد یا بتواند ادامه‌اش بدهد.
شاید چون ذهن نتیجه‌گرایی داریم؛ بی‌درنگ به انتهای کتاب نگاه می‌کنیم که بسیار دور به نظر می‌رسد، پس بی‌خیال می‌شویم و از صرافت‌اش می‌افتیم. یک هفت‌خوانِ‌ وقت‌گیر، چرا... به جای‌اش به راحتی هفت کتاب دیگری را می‌خوانیم که هر کدام برای‌مان آغاز و انجامِ خاطرآسوده‌کنی دارند.
چرا که شاید چندان اهلِ لذت بردن از مسیر نیستیم اگر پاداشی زودرس در کار نباشد. چرا که شاید گمان می‌کنیم هر چه پیش‌ می‌رویم، زمان با سرعت بیش‌تری در حال سپری‌شدن است و این واقعیت، نگران‌مان می‌کند.

حالا دارم به هزار چیز دیگر فکر می‌کنم.
تعمیمِ این قاعده،‌ تهِ دلِ آدم را خالی می‌کند از امیدِ دست‌یابی به آن‌چه دور به نظر می‌رسد.