ممکن است چیزی برای از دست دادن وجود نداشته باشد، اما همیشه چیزی و امکانی برای فروریختن، در ادامه‌ی هر آواری هست؛ تنها کافی‌ست نسیمی، جنبنده‌یی، چیزی بگذرد تا تلی از تخته‌پاره‌ها بر سرت فروبریزند. تو اما زنده‌ای هنوز‌، لابه‌لای خروارها تیروتخته‌ی شکسته و از کار افتاده، که تنها به کارِ زخم‌زدن می‌آیند.
تو
اما
زنده‌ای هنوز